گفت‌وگو با نادیا پورعباس تحویلداری، بنیان‌گذار برند دارانیا

احیای زربفت ایرانی برای بازار جهانی

برخی میراث‌ها هرگز از میان نمی‌روند؛ تنها در گذر زمان، از نگاه‌ها دور می‌شوند و در انتظار فرصتی برای دوباره دیده شدن می‌مانند. زربفت ایرانی یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های این میراث است؛ هنری که قرن‌ها با تارهای ابریشم و پودهای گلابتون، شکوه تمدن ایران را در قالب پارچه‌هایی نفیس به نمایش گذاشت. این پارچه‌های دست‌باف نه‌تنها زینت‌بخش پوشش پادشاهان، درباریان و اشراف بودند، بلکه جایگاه ایران را در تاریخ هنر، نساجی و صنایع لوکس جهان روایت می‌کردند.
  • وقتی تاریخ دوباره بافته می‌شود

برخی میراث‌ها هرگز از میان نمی‌روند؛ تنها در گذر زمان، از نگاه‌ها دور می‌شوند و در انتظار فرصتی برای دوباره دیده شدن می‌مانند. زربفت ایرانی یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های این میراث است؛ هنری که قرن‌ها با تارهای ابریشم و پودهای گلابتون، شکوه تمدن ایران را در قالب پارچه‌هایی نفیس به نمایش گذاشت. این پارچه‌های دست‌باف نه‌تنها زینت‌بخش پوشش پادشاهان، درباریان و اشراف بودند، بلکه جایگاه ایران را در تاریخ هنر، نساجی و صنایع لوکس جهان روایت می‌کردند.

 

احیای زربفت ایرانی برای بازار جهانی

احیای زربفت ایرانی برای بازار جهانی

با گذشت زمان و تغییر شیوه‌های تولید، این هنر ارزشمند به‌تدریج از چرخه تولید خارج شد و نسل‌های جدید کمتر فرصت آشنایی با آن را پیدا کردند. امروز اما برند دارانیا (Daraniya | Royal Brocade) با رویکردی متفاوت تلاش می‌کند زربفت ایرانی را از یک یادگار تاریخی به متریالی زنده برای صنعت مد، طراحی و هنر معاصر تبدیل کند؛ پارچه‌ای که بتواند بار دیگر در کنار خانه‌های مد، طراحان اوت‌کوتور و برندهای لوکس جهان بدرخشد.

در این گفت‌وگو، نادیا پورعباس تحویلداری، پژوهشگر، هنرمند و بنیان‌گذار برند دارانیا، از مسیری می‌گوید که به احیای یکی از فاخرترین هنرهای نساجی ایران انجامیده است؛ مسیری که از پژوهش آغاز شد و امروز با چشم‌اندازی بین‌المللی ادامه دارد.

 

گفت‌وگو با نادیا پورعباس تحویلداری، بنیان‌گذار برند دارانیا

گفت‌وگو با نادیا پورعباس تحویلداری، بنیان‌گذار برند دارانیا

  • نخستین جرقه علاقه شما به زربفت ایرانی چگونه شکل گرفت؟

مسیر حرفه‌ای من از زربفت آغاز نشد؛ بلکه از علاقه عمیق به هنر و میراث فرهنگی ایران شکل گرفت. تحصیلاتم با حوزه میراث فرهنگی گره خورده بود و از همان سال‌های نخست، بیش از هر چیز به خلق، پژوهش و شناخت هنرهای اصیل ایرانی علاقه داشتم. در کنار فعالیت در زمینه‌هایی مانند عکاسی، سینما و هنرهای سنتی، کارگاه کوچکی در حوزه معرق چوب نیز داشتم و هنر، بخش جدایی‌ناپذیر زندگی حرفه‌ای و شخصی من بود.

در سال ۱۳۷۹، حضور در نخستین دوسالانه هنرهای چوب سازمان میراث فرهنگی نقطه عطف مهمی در مسیر کاری من شد. همان‌جا با واحد پژوهش هنرهای سنتی آشنا شدم و این آشنایی نگاه مرا نسبت به ظرفیت‌های ناشناخته هنر ایران تغییر داد. از سال ۱۳۸۱، فعالیت پژوهشی خود را به‌صورت رسمی آغاز کردم و مطالعاتم را بر دست‌بافته‌های سنتی ایران متمرکز ساختم.

در میان تمام این آثار، زربفت ایرانی برای من تنها یک موضوع پژوهشی نبود؛ بلکه به نوعی شیفتگی تبدیل شد. زمانی که متوجه شدم هنری که تا دهه‌های گذشته بخشی از هویت فرهنگی ایران بود، امروز تقریباً از چرخه تولید خارج شده و در آستانه فراموشی قرار گرفته است، این پرسش ذهنم را رها نمی‌کرد که چگونه ممکن است چنین میراث ارزشمندی، با این همه زیبایی، مهارت و پیشینه تاریخی، از حافظه فرهنگی جامعه حذف شود؟

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم همان سؤال، نقطه آغاز شکل‌گیری ایده‌ای بود که بعدها به تولد برند دارانیا انجامید؛ برندی که مأموریت خود را احیای زربفت ایرانی و معرفی دوباره آن به جهان قرار داده است.

 

  • چه زمانی تصمیم گرفتید وارد مسیر تولید و راه‌اندازی کارگاه خصوصی شوید؟

هم‌زمان با پژوهش، به جمع‌آوری نمونه‌های اصیل و نفیس پارچه‌های سنتی ایران نیز پرداختم. این کار برای من صرفاً گردآوری آثار تاریخی نبود؛ بلکه فرصتی بود برای شناخت عمیق‌تر تکنیک‌های بافت، نقوش، رنگ‌ها و روایت‌هایی که هر قطعه زربفت در دل خود حمل می‌کرد.

در سال ۱۳۸۶ همکاری با چند بافنده و کارگاه خصوصی را آغاز کردم. در آن مقطع، بسیاری از مجموعه‌داران، علاقه‌مندان هنر و فعالان حوزه صنایع‌دستی به دنبال آثار ارزشمند ایرانی بودند و من نیز در معرفی و عرضه این آثار نقش داشتم. اما تجربه آن سال‌ها یک واقعیت مهم را آشکار کرد؛ مشکل زربفت، کیفیت یا ارزش هنری آن نبود، بلکه ناشناخته ماندن آن برای بازار امروز بود.

نبود شناخت عمومی، فقدان بازار تخصصی و فاصله گرفتن مخاطبان از هنرهای اصیل ایرانی باعث شد آن کارگاه پس از حدود دو سال فعالیت متوقف شود. با این حال، این تجربه هرگز باعث نشد باور خود را نسبت به آینده زربفت از دست بدهم. نمایشگاه‌هایی که در سال‌های بعد برگزار کردم، بار دیگر نشان دادند هر زمان مخاطب فرصت مواجهه با این هنر را پیدا می‌کند، همچنان شگفت‌زده می‌شود.

از نگاه من، مسئله هرگز جذاب نبودن زربفت نبود؛ مسئله این بود که جهان فرصت دوباره دیدن آن را از دست داده بود.

 

  • چه شد که تصمیم گرفتید زربفت را در قالب یک برند مستقل معرفی کنید؟

سال‌ها تلاش برای معرفی زربفت، مرا به این نتیجه رساند که این هنر برای دیده شدن، بیش از هر چیز به یک هویت مستقل نیاز دارد. به همین دلیل، مدتی با برندهای شناخته‌شده‌ای مانند اورز و درسا وارد مذاکره شدم تا زربفت ایرانی در محصولات چرمی معاصر حضور پیدا کند.

 

این همکاری‌ها تجربه‌ای ارزشمند بود و نشان داد که زربفت همچنان ظرفیت حضور در محصولات لوکس را دارد. اما در عین حال، واقعیتی دیگر نیز آشکار شد؛ در چنین همکاری‌هایی، برندهای تجاری بیش از خود زربفت دیده می‌شدند و هویت این هنر همچنان در سایه باقی می‌ماند.

همین تجربه باعث شد به این نتیجه برسم که اگر قرار است زربفت ایرانی دوباره جایگاه شایسته خود را در صنعت مد و طراحی جهان به دست آورد، باید با نام و هویتی مستقل معرفی شود. بر همین اساس، در سال ۲۰۲۰ دارانیا متولد شد؛ برندی که مأموریت آن تنها تولید پارچه نیست، بلکه روایت دوباره یکی از ارزشمندترین میراث‌های هنری ایران برای مخاطبان معاصر است.

برای من، دارانیا صرفاً یک برند نیست؛ تلاشی است برای اینکه جهان، ایران را نه فقط از دریچه تاریخ، بلکه از مسیر هنر، زیبایی، اصالت و خلاقیت دوباره بشناسد.

 

دارانیا در جهان لوکس؛ جایی که اصالت، ارزش واقعی را می‌آفریند

 

  • دارانیا چه جایگاهی در دنیای لوکس امروز دارد؟

وقتی درباره لوکس صحبت می‌کنیم، بسیاری هنوز آن را با تجمل یا قیمت بالا مترادف می‌دانند؛ در حالی‌که مفهوم لوکس در جهان امروز تغییر کرده است. امروز ارزش واقعی یک محصول لوکس در اصالت، کمیابی، مهارت، روایت و هویت فرهنگی آن نهفته است.

زربفت ایرانی از ابتدا هنری فاخر بوده است؛ نه صرفاً به این دلیل که با ابریشم طبیعی و نخ‌های گلابتون بافته می‌شود، بلکه به این دلیل که حاصل صدها سال تجربه، دانش، ظرافت و مهارت استادکارانی است که هر تار و پود آن را با دقت و صبر خلق کرده‌اند.

فلسفه شکل‌گیری دارانیا نیز دقیقاً بر همین نگاه استوار است. ما معتقدیم پارچه تنها یک متریال برای دوخت لباس نیست؛ بلکه می‌تواند حامل فرهنگ، حافظه تاریخی و هویت یک تمدن باشد.

به همین دلیل، هر قطعه زربفت در دارانیا به‌صورت دست‌باف تولید می‌شود و هیچ دو پارچه‌ای کاملاً مشابه یکدیگر نیستند. این ویژگی، ارزش واقعی یک Luxury Textile را شکل می‌دهد؛ محصولی که امکان تولید انبوه ندارد و هر متر آن نتیجه ساعت‌ها کار دستی، تجربه و دقت است.

در کنار این ویژگی، امکان طراحی اختصاصی نیز یکی از مهم‌ترین مزیت‌های دارانیاست. ما برای طراحان مد، خانه‌های اوت‌کوتور و برندهای لوکس، امکان شخصی‌سازی رنگ، نقوش، تراکم بافت و جزئیات پارچه را فراهم می‌کنیم تا هر پروژه، هویت منحصربه‌فرد خود را داشته باشد.

از نگاه ما، لوکس بودن یعنی خلق چیزی که علاوه بر زیبایی، معنا نیز داشته باشد؛ محصولی که داستانی واقعی را روایت کند و ارزش آن تنها در ظاهر خلاصه نشود.

به همین دلیل، دارانیا تنها تولیدکننده پارچه نیست؛ بلکه روایتگر بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران به زبان طراحی معاصر است.

 

  • بازار هدف دارانیا کجاست؟

از نخستین روزهای شکل‌گیری دارانیا، نگاه ما تنها به بازار داخلی محدود نبوده است. مخاطب اصلی این برند، افرادی هستند که در سراسر جهان به دنبال کیفیت، اصالت، کمیابی و داستان هستند؛ ویژگی‌هایی که امروز مهم‌ترین معیار انتخاب در بازار کالاهای لوکس محسوب می‌شوند.

به همین دلیل، دو منطقه برای توسعه فعالیت‌های دارانیا اهمیت ویژه‌ای دارند.

نخست، اروپا؛ به‌ویژه شهرهایی مانند پاریس و میلان که قلب صنعت مد جهان محسوب می‌شوند. خانه‌های مد، طراحان اوت‌کوتور و استودیوهای طراحی در این شهرها همواره در جست‌وجوی متریال‌هایی هستند که بتوانند به کالکشن‌های محدود و سفارشی، هویت و تمایز ببخشند.

برای چنین مخاطبانی، پارچه صرفاً ماده اولیه تولید لباس نیست؛ بلکه بخشی از روایت یک اثر هنری است. زربفت ایرانی با پیشینه تاریخی، کیفیت دست‌باف و امکان تولید اختصاصی، می‌تواند پاسخ‌گوی این نیاز باشد.

دومین بازار مهم برای دارانیا، کشورهای حوزه خلیج فارس هستند؛ منطقه‌ای که همچنان ارزش بالایی برای هنر، ظرافت، میراث فرهنگی و صنایع لوکس قائل است.

رنگ، درخشش و ساختار زربفت ایرانی، هماهنگی طبیعی با پوشش‌های سنتی این منطقه، به‌ویژه عبایا، دارد و همین موضوع فرصت ارزشمندی برای همکاری با طراحان و برندهای مد خاورمیانه ایجاد می‌کند.

بر همین اساس، دارانیا در سال‌های اخیر به توسعه مجموعه‌هایی فکر کرده است که ضمن حفظ اصالت زربفت ایرانی، بتوانند پاسخ‌گوی سلیقه و نیاز بازارهای بین‌المللی نیز باشند.

هدف ما صرفاً صادرات پارچه نیست؛ بلکه معرفی یک میراث فرهنگی به بازار جهانی از طریق زبان مشترک طراحی و مد است.

 

  • برنامه دارانیا برای حضور در بازار خلیج فارس چیست؟

منطقه خلیج فارس امروز یکی از مهم‌ترین مراکز صنعت Luxury Fashion و کالاهای لوکس در جهان به شمار می‌رود. اما آنچه این بازار را برای ما جذاب می‌کند، تنها ظرفیت اقتصادی آن نیست.

در این منطقه، همچنان احترام عمیقی نسبت به هنرهای اصیل، صنایع‌دستی فاخر و محصولاتی که هویت فرهنگی دارند وجود دارد. همین ویژگی، زبان مشترکی میان زربفت ایرانی و مخاطبان این بازار ایجاد می‌کند.

برنامه دارانیا، حضور فعال در نمایشگاه‌ها و رویدادهای معتبر بین‌المللی، از دبی و ابوظبی گرفته تا بحرین، قطر و عربستان سعودی است؛ اما این تنها بخشی از مسیر محسوب می‌شود.

آنچه برای ما اهمیت بیشتری دارد، ایجاد همکاری‌های بلندمدت با طراحان برجسته عبایا، برندهای مد، استودیوهای طراحی و خانه‌های مد منطقه است؛ همکاری‌هایی که بتوانند زربفت ایرانی را نه به‌عنوان یک پارچه سنتی، بلکه به‌عنوان متریالی معاصر برای طراحی لوکس معرفی کنند.

ما معتقدیم آینده صنعت لوکس، در تلفیق Heritage و Contemporary Luxury شکل می‌گیرد؛ جایی که میراث فرهنگی با زبان طراحی امروز پیوند می‌خورد و محصولی خلق می‌شود که هم اصالت دارد و هم پاسخ‌گوی نیاز مخاطب معاصر است.

 

دارانیا تلاش می‌کند دقیقاً در همین نقطه قرار بگیرد؛ جایی که تاریخ ایران، از طریق هنر زربفت، دوباره وارد گفت‌وگوی جهانی صنعت مد و طراحی شود.

 

ارزشی که دارانیا برای برندهای لوکس خلق می‌کند

احیای زربفت ایرانی برای بازار جهانی

احیای زربفت ایرانی برای بازار جهانی

  • دارانیا چه ارزشی برای خانه‌های مد و برندهای معاصر ایجاد می‌کند؟

در صنعت لوکس امروز، زیبایی به‌تنهایی کافی نیست. برندهای پیشرو دیگر تنها به دنبال متریال‌های گران‌قیمت نیستند؛ آن‌ها به دنبال معنا، اصالت و روایت هستند. مشتری امروز، به‌ویژه در بازار کالاهای لوکس، تنها یک محصول خریداری نمی‌کند؛ او بخشی از یک داستان، یک فرهنگ و یک هویت را انتخاب می‌کند.

دقیقاً در همین نقطه است که دارانیا ارزش خود را تعریف می‌کند.

هر متر زربفت ایرانی که در دارانیا تولید می‌شود، تنها یک پارچه دست‌باف نیست؛ بلکه نتیجه قرن‌ها دانش، مهارت و سنت نساجی ایران است. این پارچه‌ها حامل حافظه فرهنگی تمدنی هستند که از دوران ساسانی تا شکوفایی هنر صفوی، یکی از مهم‌ترین مراکز تولید منسوجات فاخر جهان بوده است.

برای یک خانه مد یا طراح معاصر، استفاده از زربفت ایرانی صرفاً انتخاب یک متریال متفاوت نیست؛ بلکه افزودن لایه‌ای از هویت، اصالت و روایت فرهنگی به یک اثر است. این همان چیزی است که امروز بسیاری از برندهای بین‌المللی به دنبال آن هستند؛ محصولی که علاوه بر کیفیت، داستانی واقعی برای روایت داشته باشد.

از نگاه من، آینده صنعت لوکس متعلق به برندهایی است که بتوانند میان زیبایی، مهارت و معنا تعادل برقرار کنند. مأموریت دارانیا نیز همین است؛ اینکه گذشته را به زبان طراحی امروز ترجمه کند و امکان حضور دوباره آن را در صنعت مد و طراحی جهان فراهم سازد.

 

  • بزرگ‌ترین چالش‌های دارانیا چیست؟

احیای هنری که قرن‌ها قدمت دارد، طبیعتاً با چالش‌های فراوانی همراه است.

زربفت ایرانی محصول سرعت و تولید انبوه نیست. این هنر بر پایه صبر، دقت، مهارت و احترام به جزئیات شکل گرفته است. فرآیند بافت هر قطعه، زمان‌بر و پیچیده است و استفاده از نخ‌های ابریشم و گلابتون همچنان نیازمند دانشی است که تنها از طریق سال‌ها تجربه و کار عملی منتقل می‌شود.

از سوی دیگر، تعداد استادکارانی که این هنر را به‌صورت اصیل می‌شناسند، محدود است و همین موضوع مسئولیت حفظ و انتقال این دانش را سنگین‌تر می‌کند.

با این حال، ما هرگز این ویژگی‌ها را نقطه ضعف نمی‌دانیم.

اتفاقاً همین زمان، همین مهارت و همین کمیابی، ارزش واقعی زربفت را شکل می‌دهند. در دنیایی که بسیاری از محصولات با سرعت بالا و در مقیاس انبوه تولید می‌شوند، هنر دست‌باف ایرانی معنای دیگری پیدا می‌کند.

دارانیا هرگز با هدف رقابت در بازار تولید انبوه شکل نگرفته است. فلسفه این برند، خلق محصولاتی است که کیفیت، اصالت و هویت را بر کمیت ترجیح می‌دهند.

به باور من، شاید لوکس واقعی امروز، نه در سرعت بیشتر، بلکه در توانایی حفظ کیفیت، احترام به زمان و وفاداری به اصالت معنا پیدا می‌کند.

 

  • آینده دارانیا را چگونه می‌بینید؟

من دارانیا را تنها یک برند پارچه نمی‌بینم؛ بلکه آن را بخشی از یک پروژه فرهنگی بلندمدت می‌دانم.

در گام نخست، هدف ما تثبیت جایگاه دارانیا در میان خانه‌های مد، طراحان اوت‌کوتور، معماران، طراحان داخلی و مخاطبان بازار لوکس در اروپا و کشورهای خلیج فارس است؛ بازارهایی که ارزش هنر، مهارت و میراث فرهنگی را به‌خوبی درک می‌کنند.

اما چشم‌انداز ما به بازار محدود نمی‌شود.

یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های دارانیا، انتقال دانش زربفت ایرانی به نسل آینده است. آموزش، پژوهش و تربیت نسل جدیدی از بافندگان و هنرمندان، بخش جدایی‌ناپذیر آینده این برند خواهد بود؛ زیرا باور داریم احیای یک میراث تنها با حفظ آثار آن ممکن نیست، بلکه باید دانش خلق آن نیز زنده بماند.

در کنار این هدف، سال‌هاست رؤیای ایجاد «خانه زربفت» را در ذهن دارم؛ فضایی که طراحی، پژوهش، آموزش، تولید و نمایش زربفت ایرانی را در کنار یکدیگر گرد هم آورد.

تصور من از خانه زربفت، تنها یک کارگاه یا مرکز تولید نیست؛ بلکه مقصدی فرهنگی است که بازدیدکنندگان، پژوهشگران، طراحان و علاقه‌مندان بتوانند در آن، تاریخ و آینده این هنر را هم‌زمان تجربه کنند.

اگر امروز مأموریت دارانیا احیای زربفت ایرانی است، آرزویم این است که در سال‌های آینده، این برند به نمادی از تداوم هنر ایرانی در عرصه بین‌المللی تبدیل شود؛ برندی که نشان دهد برخی میراث‌ها تنها برای حفظ شدن نیستند، بلکه باید دوباره زندگی کنند.

 

  • درباره دارانیا

دارانیا (Daraniya | Royal Brocade) یک برند تخصصی در حوزه احیای زربفت ایرانی است که با تکیه بر پژوهش، هنر دست‌باف و میراث نساجی ایران، پارچه‌هایی منحصربه‌فرد از ابریشم و گلابتون تولید می‌کند. این برند با تمرکز بر تولید محدود، طراحی سفارشی و همکاری با خانه‌های مد، طراحان اوت‌کوتور و پروژه‌های لوکس، در مسیر معرفی Persian Brocade به بازارهای جهانی گام برمی‌دارد.

مأموریت دارانیا تنها تولید پارچه نیست؛ بلکه بازآفرینی یکی از ارزشمندترین هنرهای ایران و تبدیل آن به زبانی معاصر برای صنعت مد، طراحی و فرهنگ جهانی است.

About The Author